Donnerstag, 23. Dezember 2010

یک زن بهايی پس از مراجعه به اداره اطلاعات بازداشت شد

یک زن بهايی پس از مراجعه به اداره اطلاعات بازداشت شد
خبرگزاری هرانا - صبح روز چهارشنبه اول دی ماه ۸۹ یک شهروند بهایی ساکن ساری به نام «فتانه نوری (قنبری)» (همسر امید قنبری) پس از مراجعه به اداره اطلاعات ساری بازداشت شد.

بنا به اطلاع گزارشگران خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران (هرانا)، این اقدام در حالی صورت گرفت که امید قنبری (همسر خانم نوری) بیش از دو هفته است در بازداشت اداره اطلاعات می‌باشد. از سوی دیگر ماموران اداره اطلاعات رویا قنبری (خواهر شوهر) وی را نیز چندین روز پیش بازداشت کرده و به خانواده‌اش اعلام کرده‌اند نامبرده را گروگان گرفته‌اند تا زمانی که عروس ایشان یعنی فتانه نوری خود را معرفی نماید.

آتش زدن محل کسب بهائیان در رفسنجان

جلسه دادگاه چهار شهروند بهایی در مشهد برگزار شد

جلسه دادگاه چهار شهروند بهایی در مشهد برگزار شد

خبرگزاری هرانا - صبح روز دوشنبه 29 آذر ماه 1389 جلسه محاكمه چهار شهروند بهایی ساكن مشهد به نامهای سونیا احمدی ، نورا نبیل زاده ، رزیتا واثقی و ناهید قدیری در دادگاه انقلاب مشهد برگزار شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، این 4 شهروند بهایی به همراه پنج شهروند بهایی دیگر متهم به تبلیغ آئین بهایی هستند كه به دلیل طولانی شدن زمان دادگاه ، جلسه محاكمه پنج شهروند دیگر به وقت دیگری موكول شد.
قاضی پرونده اجازه هیچ صحبت و دفاعی را به وكیل متهمین نداده و دادگاه بطور غیر علنی برگزار شده است.
از نكات قابل توجه این پرونده حضور 18 متهم در آن است كه بجز 9 شهروند بهایی این پرونده ، سایر متهمین همگی مسلمان بوده ولی متهم به ارتباط با بهاییان فوق الذكرو تمایل و علاقه به آئین بهایی می باشند.
قابل توجه است كه این شهروندان همگی طی ماه های گذشته مدتی در اداره اطلاعات مشهد بازداشت بوده اند كه برای آزادی ،اعترافاتی دروغین علیه 9 شهروند بهایی فوق از ایشان اخذ شده كه همین اعترافات مبنای متهم شدن شهروندان بهایی به تبلیغ در این پرونده شده است.
خاطر نشان می شود ناهید قدیری و رزیتا واثقی هم اكنون در حال سپری كردن محكومیت 5 ساله خود بر اساس پرونده دیگری در زندان وكیل آباد مشهد هستند.

مصادره‌ منزل یک شهروند بهایی پس از فوت وی

مصادره‌ منزل یک شهروند بهایی پس از فوت وی

کمیته گزارشگران حقوق بشر - در تاریخ ۱ آبان ۱۳۸۹ منزل مسکونی متعلق به «نیره گندم پاک‌کن» از شهروندان بهایی فوت شده در اصفهان توسط سازمان بنیاد مستضعفین اصفهان مصادره شد.
قبل از انقلاب ۱۳۵۷ این منزل توسط مالک آن خانم گندم پاک کن، به شرکت امنا (نونهالان) متعلق به جامعه بهایی واگذار شده بود، که پس از انقلاب سال ۵۷ تمامی اموال این شرکت مصادره شد.
در سال های اولیه پس از انقلاب چندین بار مأمورین برای مصادره، به این منزل مراجعه می‌کنند که با مقاومت و پافشاری خانم گندم پاک‌کن و اظهار این مطلب که «تا وقتی زنده هستم می خواهم در منزل خودم زندگی کنم» این مصادره تا سال ۱۳۸۹ به تأخیر افتاد.
این در حالیست که مأمورین هر ساله برای آگاهی از حیات صاحب این منزل به آنجا مراجعه می‌کردند تا در صورت فوت ایشان، منزل را مصادره کنند. در سال ۸۷ این خانم بهایی به علت کهولت سن فوت کرد. دو سال بعد مامورین با ارائه نامه‌ای به خانواده وحدتی که حدود ۱۵ سال از خانم گندم پاک کن به علت ناتوانایی ایشان در انجام امور شخصی مراقبت می‌کردند مراجعه کرده و این خانواده را در صورت عدم تخلیه منزل ظرف مدت یک ماه، تهدید به پلمب منزل کردند و سرانجام در تاریخ ۱ آبان ۱۳۸۹ این منزل مصادره شد.
این در حالیست که پس از انقلاب اسلامی ایران اموال بسیاری از بهاییان مصادره شده و این روند همچنان ادامه دارد.

بازداشت دانشجوی بهایی اخراجی دانشگاه بابلسر

بازداشت دانشجوی بهایی اخراجی دانشگاه بابلسر

دانشجونیوز: انیسا صفریان، دانشجوی بهایی اخراجی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر، 29 آذر ماه 1389 توسط نیروهای امنیتی در منزل شخصی در بابلسر بازداشت شده است.
براساس گزارشات رسیده 5 تن از نیروهای امنیتی در ساعت 7:30 صبح 29 آذر به منزل این دانشجوی اخراجی بهایی هجوم برده و با ارائه حکمی دست نویس اقدام به تفتیش منزل ایشان کرده و وسایلی از قبیل کتب، جزوات، سی دی و عکس های مرتبط با دیانت بهایی و 2 عدد کیس کامپیوتر و موبایل ایشان را ضبط کرده و ایشان را به اداره اطلاعات ساری منتقل کرده اند.
انیسا صفریان، دانشجوی ریاضی کاربردی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر بوده اند که به علت اعتقاد به دیانت بهایی از این دانشگاه اخراج شده اند.
لازم به ذکر است که پس از گذشت بیش از 24 ساعت از بازداشت خانواده وی هیچگونه تماس تلفنی و ملاقاتی با وی نداشته و از ایشان بی خبر می باشند.

Dienstag, 21. Dezember 2010

آتش سوزی تعمدی و مجدد محل کسب یک شهروند بهایی

آتش سوزی تعمدی و مجدد محل کسب یک شهروند بهایی

آتش سوزی تعمدی و مجدد محل کسب یک شهروند بهایی ساکن رفسنجان
خبرگزاری هرانا – علی رغم افشاگری های صورت گرفته در خصوص آتش زدن محل کسب شهروندان بهایی در رفسنجان ساعت 3 بامداد امروز (28 آذر) فروشگاه قطعات یدکی لوازم خانگی آقای علی شاکر مجددا به آتش کشیده شد.
بنا به اطلاع گزارشگران خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران (هرانا)، علی شاکر شهروند بهایی ساکن رفسنجان پس از آتش سوزی قبلی با اجاره کردن مغازه مجاور جهت ادامه کسب و کار و با وجود اینکه اقداماتی را برای جلوگیری از آتش زدن مجددا مغازه انجام داده بود مجددا مغازه ایشان توسط عوامل خودسر به آتش کشیده شد.
عاملین مواد آتش زا را ازطریق سوراخی که در سقف مغازه ایجاد کرده اند به داخل مغازه انداخته اند که بواسطه گازی که درفضای محبوس مغازه جمع شده بوده است انفجاررخ میدهد ودرب مغازه حدود 5 متر به بیرون پرتاب میشود.
خانم مروئه زارعیان(همسر آقای شاکر) همان زمان به منزل شهردار (پور محمدی) که در همسایگی آنها زندگی میکند مراجعه می کند تا ایشان را از حادثه تعمدی مطلع کند که با تهدید و کشیدن سلاح نگهبانی مواجه و مجبور به ترک محل می شود.

Montag, 20. Dezember 2010

شهروند بهايی: کجای زندگی من، شما نشانی از رافت اسلامی می‌بینید؟

شهروند بهايی: کجای زندگی من، شما نشانی از رافت اسلامی می‌بینید؟


متن دفاعیات فرید روحانی، شهروند بهایی بازداشتی در روز عاشورا 

کميته گزارشگران حقوق بشر - فريد روحانی، شهروند بهايی که در جريان وقايع پس از عاشورای سال گذشته بازداشت و روز ۲۰ آذر به شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد.

روحانی، ۱۳ دی‌ماه سال گذشته به همراه تعداد ديگری از شهروندان بهايی بازداشت؛ و نهم اسفند با توديع وثيقه، به‌‌طور موقت آزاد شد. وی ۱۰ روز نخست بازداشت خود را در زندان اوين گذراند و پس از آن به زندان رجايی‌شهر منتقل شده بود.
اتهامات اين شهروند بهايی «اقدام عليه امنيت ملی، توهين به مقدسات، تهيه خوراک تبليغاتی برای بيگانگان و برهم زدن نظم عمومی» عنوان شده است.
همچنين، محل کار فريد روحانی پس از آزادی وی، توسط اداره اماکن پلمب شد. به نظر می‌رسد اين اقدام «با دستور مستقيم وزارت اطلاعات» صورت گرفته باشد.
متن زیر، متن دفاعیات وی است که در روز دادگاه خوانده شد:
با سپاس و تشکر از محضر دادگاه که این فرصت را به من می دهید که آخرین دفاع خود را به شما ارائه نمایم. جناب قاضی من به دلیل اینکه در یک خانوادهء بهایی بزرگ شدم و خود نیز بهایی می‌باشم، از ابتدای دوران کودکی‌ام با مشکلات فراوانی روبرو بوده‌ام. در اوایل انقلاب بدلیل فشارهای روانی که بر بهائیان اعمال می‌شد برادر بزرگتر از من فوت کرد که بعدها مزار او را فرهنگ‌سرای اسلامی ساختند.
از ابتدای دوران مدرسه هر جا که می‌رفتیم یا ثبت نام نمی‌شدیم یا اگر ثبت نام هم می‌کردند یا از مدرسه اخراج می‌شدیم و یا مورد توهین و تحقیر از طرف معلمین قرآن و پرورشی قرار می‌گرفتیم. به سن تحصیلات دانشگاهی که رسیدیم ما را از ادامه تحصیل بدلیل بهایی بودن محروم نمودند. به دلیل اینکه علاقهء خاصی به وطن خود داشتم به شغل آزاد مشغول گشتم که در این راه هم مشکلات بسیار زیادی برایمان بوجود آوردند. در حال حاضر محل‌های کار بنده را تقریبا نزدیک به ۴ ماه است که غیر قانونی پلمب کرده‌اند.
تازه بعد از این‌همه گرفتاری و آزار و اذیت، این بار با مطلب جدیدی روبرو شدیم که همهء ما را شوکه کرد و آن هم مربوط به این جریاناتی است که ما را امروز بخاطرش محاکمه می‌کنید.
آقای قاضی خود شما بهتر از هر کسی می دانید که ما به دلیل مسائل اعتقادی خود ابدا در سیاست دخالت نمی‌کنیم. همچنین در پرونده‌ی من نیز کوچکترین مدرکی دال بر اینکه ما وارد سیاست شدیم وجود ندارد خود گواه این موضوع می‌باشید.
بنده را زمانی که دستگیر کردند به اوین و سپس در سلولهای انفرادی رجایی شهر حدود ۶۰ روز در بدترین شرایط و شکنجه در حالی که معتادین بقیه سلولها شبانه روز در حال فریاد زدن به دلیل کمبود داروی متادون بودند، نگهداری شدم.
آقای قاضی در تمام مراحل زندگی من صحبت از عدل و رافت اسلامی بوده حال یک سوال دارم، کجای زندگی من شما نشانی از رافت و عدل اسلامی می‌بینید؟ از روز اول بازداشتم تقاضای ملاقات با شما را کردم که بگویم حق بنده پایمال شده ولی متاسفانه صدایم به جایی نرسید.
ضمن رد کلیه‌ی اتهامات وارده‌ی مندرج در پرونده تقاضای برائت دارم.