Dienstag, 20. April 2010

«هر هفته یک مسیحی در ایران دستگیر می‌شود»

دویچه وله / سه شنبه ٣١ فروردین ماه ۱۳۸۹ - به گفته یکی از کشیشان پروتستان ایرانی، طی حدود هشت ماه اخیر هر هفته یک مسیحی در ایران دستگیر شده است. طی روزهای گذشته نیز خبر دستگیری دو مسیحی منتشر شده که یکی از آنان از رهبران "کلیسای ایران" است. یکی از کشیشان فعال استان تهران، کشیش بهنام ایرانی، در روز چهارشنبه ۲۵ فروردین ماه دستگیر شده است. بهنام ایرانی از رهبران "کلیسای ایران"، یکی از مهمترین شاخه‌های کلیسای پروتستان در ایران، است. به گزارش "شبکه خبر مسیحیان فارسی‌زبان"، نیروهای لباس شخصی جمهوری اسلامی وی را هنگامی دستگیر کرده‌اند که با ده نفر از جوانان مسیحی ساکن کرج جلسه‌ای عبادی در کلیسایی خانگی داشته است. طبق همین گزارش، ماموران اطلاعاتی که مسلح به سلاح گرم بوده‌اند، همراه با تهدید حاضران در جلسه کشیش بهنام ایرانی را کتک زده‌‌اند و سپس او را به جایی نامعلوم انتقال داده‌اند.

"شبکه خبر مسیحیان فارسی‌زبان" می‌نویسد که ماموران اطلاعاتی از جوانان حاضر در جلسه در همان مکان بازجویی کرده‌اند و از تمامی افراد خواسته‌اند به پرسشهایی درباره مسیحی شدن خود و اینکه چه کسی آنان را تعمید داده است پاسخ دهند. همچنین حاضران را تهدید کرده و از آنان خواسته‌اند طی روزهای آینده به اداره اطلاعات کرج مراجعه کنند.

طبق گزارش یاد شده، ماموران امنیتی همچنین به منزل مسکونی بهنام ایرانی در کرج رفته و در حالی که کسی در منزل نبوده، اقدام به شکستن در و قفل خانه و تفتیش و بازرسی و تخریب برخی لوازم آن کرده و بعضی لوازم شخصی کشیش را با خود برده‌اند. خانواده ایرانی با وجود مراجعه مکرر به اداره اطلاعات کرج، نتوانسته‌خبری در مورد محل حبس و اتهام این کشیش مسیحی بدست آورد.

بهنام ایرانی در سال ۱۳۸۴ نیز بخاطر فعالیت خود به عنوان کشیش مسیحی از سوی ماموران امنیتی دستگیرشد و به مدت یک ماه در بازداشت به سر برد و سپس با ۵ سال حکم تعزیری از سوی دادگاه انقلاب از زندان آزاد شد. این در حالی است که به گفته کشیش فیروز خانجانی، از کشیشان "کلیسای ایران" در ترکیه، "کلیسای ایران" به شکل زیرزمینی کار نکرده و مثل سایر کلیساها گزارش فعالیت‌ها و فهرست اعضایش را به دولت می‌داده است و بنابراین بهنام ایرانی به عنوان عضو شورای مرکزی "کلیسای ایران" فردی شناخته شده بوده که حتی در جلسات متعدد با دولت برای عرضه گزارش فعالیت‌های کلیسای خود شرکت داشته است.



دستگیری یک مسیحی ایرانی در هفته

فیروز خانجانی در مصاحبه با دویچه وله در مورد فشار بر مسیحیان در ایران گفت که این فشارها همواره در دوره جمهوری اسلامی وجود داشته،‌اما پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته تشدید شده است. وی گفت: «مسیحیان ایرانی به شکل خاصی زیر فشار هستند. البته تا آنجا که دوستان اطلاع دادند، قرار بود بعد از انتخابات احمدی‌نژاد یک سری از فشارها شروع شود که بخاطر وضعیت ایران به تاخیر افتاد. ولی در نهایت تصمیم گرفتند که بهترین وقت برای فشار آوردن روی مسیحیان الان است، چون بیشتر توجه افراد به سمت ناآرامی‌های ایران است. یعنی فکر می کنند در این وضعیت سرکوب مسیحیان به شکلی از انظار مخفی می‌شود. می‌شود گفت که الان هر هفته ما خبر دستگیری یک مسیحی را داریم.»



افزایش فرار مسیحیان از ایران

و لزوما همه اخبار مربوط به دستگیری مسیحیان آشکار نمی‌شود، همه اخبار مربوط به فزونی یافتن تهدیدها و حمله به کلیساهای خانگی نیز. تهدیدهای روزافزون موجب فرار شمار زیادی از ایرانیانی از خاک وطنشان شده که به مسیحیت گرویده‌اند و هم اکنون به عنوان پناهجو در کشورهایی چون ترکیه،‌پاکستان، ارمنستان، هند و قبرس به سر می‌برند.

کشیش فیروز خانجانی ضمن اشاره به دستگیری یکی دیگر از مسیحیان به نام امین پیشکار در رشت و نیز در حبس بودن کشیش یوسف ندرخانی، ناظر کلیسای گیلان، از هشت ماه پیش تاکنون، معتقد است که وضعیت همه مسیحیان در ایران بسیار بدتر از آن است که معمولا تصور می‌شود. وی اشاره می کند به اینکه مسیحیان را از حقوق اجتماعی و سیاسی‌شان محروم کرده‌اند و این وضع اخیرا شدت پیدا کرده است: «در گذشته مسیحیان از بسیاری از حقوق و فعالیت‌های اجتماعی محروم بودند. اجازه ورود به خیلی از بازارها را نداشتند. ولی الان می‌شود گفت که هر هفته و هر روز مورد تهدید قرار می‌گیرند. ابتدایی‌ترین مسئله که در حقوق بشر هم آمده این است که هر کس حق دارد، دین خود را آزادانه ابراز کند. اما ما می ‌بینیم که در ایران این حق نادیده گرفته می‌شود.»



«حکومت ایران اقلیت‌ناپذیر است»

فیروز خانجانی می‌گوید که پروتستانهای ایران زیر فشار حکومت هستند، اما تنها آنها نیستند که با تهدید مواجه‌اند: «دولت ایران سعی می کند به هر شکل شده، اقلیت‌ها را سرکوب کند. الان مثلا سرکوب کلیسای پروتستان را شروع کرده، که حق خود می‌داند عقاید خود را ابراز کند، ولی ما خبر داریم که کلیساهای مسیحیان ارمنی و آشوری هم فشار زیادی را تحمل می کنند، که ممکن است بخاطر فشارهای نمایندگان‌شان حاضر نباشند صحبت کنند و کمی محافظه‌کارترند. مثلا در شهر رشت کلیسای ارتدوکس که در نقشه‌های قدیمی وجود دارد، ویران شده است. در شهرهای دیگر ایران هم این اتفاق دارد رخ می‌دهد.»

فعالان حقوق بشر در گزارشهای خود بارها نشان داده‌اند که همه اقلیت‌های دینی غیرشیعه اثنی عشری در ایران مورد تبعیض و تهدید واقع می‌شوند.



کیواندخت قهاری

Donnerstag, 15. April 2010

دستان دعا كننده


دستان دعا كننده

اين داستان به اواخر قرن 15 بر مي گردد.
در يك دهكده كوچك نزديك نورنبرگ خانواده اي با 18 بچه زندگي مي كردند. براي امرار معاش اين خانواده بزرگ، پدر مي بايستي 18 ساعت در روز به هر كار سختي كه در آن حوالي پيدا مي شد تن مي داد. در همان وضعيت اسفباك آلبرشت دورر و برادرش آلبرت (دو تا از 18 بجه) رويايي را در سر مي پروراندند. هر دوشان آرزو مي كردند نقاش چيره دستي شوند، اما خيلي خوب مي دانستند كه پدرشان هرگز نمي تواند آن ها را براي ادامه تحصيل به نورنبرگ بفرستد.
يك شب پس از مدت زمان درازي بحث در رختخواب، دو برادر تصميمي گرفتند. با سكه قرعه انداختند و بازنده مي بايست براي كار در معدن به جنوب مي رفت و برادر ديگرش را حمايت مالي مي كرد تا در آكادمي به فراگيري هنر بپردازد، و پس از آن برادري كه تحصيلش تمام شد بايد در چهار سال بعد برادرش را از طريق فروختن نقاشي هايش حمايت مالي مي كرد تا او هم به تحصيل در دانشگاه ادامه دهد.
آن ها در صبح روز يك شنبه در يك كليسا سكه انداختند. آلبرشت دورر برنده شد و به نورنبرگ رفت و آلبرت به معدن هاي خطرناك جنوب رفت و براي 4 سال به طور شبانه روزي كار كرد تا برادرش را كه در آكادمي تحصيل مي كرد و جزء بهترين هنرجويان بود حمايت كند. نقاشي هاي آلبرشت حتي بهتر از اكثر استادانش بود. در زمان فارغ التحصيلي او درآمد زيادي از نقاشي هاي حرفه اي خودش به دست آورده بود.
وقتي هنرمند جوان به دهكده اش برگشت، خانواده دورر براي موفقيت هاي آلبرشت و برگشت او به كانون خانواده پس از 4 سال يك ضيافت شام برپا كردند. بعد از صرف شام آلبرشت ايستاد و يك نوشيدني به برادر دوست داشتني اش براي قدرداني از سال هايي كه او را حمايت مالي كرده بود تا آرزويش برآورده شود، تعارف كرد و چنين گفت: آلبرت، برادر بزرگوارم حالا نوبت توست، تو حالا مي تواني به نورنبرگ بروي و آرزويت را تحقق بخشي و من از تو حمايت مي كنم.
تمام سرها به انتهاي ميز كه آلبرت نشسته بود برگشت. اشك از چشمان او سرازير شد. سرش را پايين انداخت و به آرامي گفت: نه! از جا برخاست و در حالي كه اشك هايش را پاك مي كرد به انتهاي ميز و به چهره هايي كه دوستشان داشت، خيره شد و به آرامي گفت: نه برادر، من نمي توانم به نورنبرگ بروم، ديگر خيلي دير شده، ‌ببين چهار سال كار در معدن چه بر سر دستانم آورده، استخوان انگشتانم چندين بار شكسته و در دست راستم درد شديدي را حس مي كنم، به طوري كه حتي نمي توانم يك ليوان را در دستم نگه دارم. من نمي توانم با مداد يا قلم مو كار كنم، نه برادر، براي من ديگر خيلي دير شده...
بيش از 450 سال از آن قضيه مي گذرد. هم اكنون صدها نقاشي ماهرانه آلبرشت دورر، قلمكاري ها و آبرنگ ها و كنده كاري هاي چوبي او در هر موزه بزرگي در سراسر جهان نگهداري مي شود.
يك روز آلبرشت دورر براي قدرداني از همه سختي هايي كه برادرش به خاطر او متحمل شده بود، دستان پينه بسته برادرش را كه به هم چسبيده و انگشتان لاغرش به سمت آسمان بود، به تصوير كشيد. او نقاشي استادانه اش را صرفاً دست ها نام گذاري كرد اما جهانيان احساساتش را متوجه اين شاهكار كردند و كار بزرگ هنرمندانه او را " دستان دعا كننده" ناميدند.
اگر زماني اين اثر خارق العاده را مشاهده كرديد،‌ انديشه كنيد و به خاطر بسپاريد كه روياهاي ما با حمايت ديگران تحقق مي يابند.

Montag, 12. April 2010

اعمال فشار بر شهروندان مسیحی در تبریز

خبرگزاری هرانا - اعمال فشار دستگاه امنیتی بر یكی از شهروندان مسیحی ترک زبان تبریز که پیشتر در 16 اسفند ماه بازداشت شده بود ادامه دارد.

بنا بر اطلاع گزارشگران هرانا، یكی از نوكیشان مسیحی آذری با نام " سعید " که در 16 اسفند ماه سال گذشته بازداشت و پس از تحمل 9 روز انفرادی با قرار وثیقه 80 میلیون تومانی از زندان آزاد شده بود همچنان از سوی ماموران امنیتی مورد تهدید قرار می گیرد و از برگرداندن مدارك ضبط شده وی شامل اوراق شناسائی ، اسناد بانكی ، گواهی تحصیلی و همچنین خودرو و تلفن همراه ایشان امتناع می شود.

نامبرده از سوی دستگاه امنیتی و قضائی به شرکت در مراسم مذهبی و انجام امور دینی خود از جمله تبلیغ آئین مسیحی متهم شده است.

همچنین لازم به یاد آوریست پیش ازاین نیز یكی دیگر از مسیحیان آذری زبان با نام "رضا" در تاریخ یكم اسفند ماه ۱۳۸۸، با اتهامات مشابه توسط مامورین امنیتی تبریز دستگیر وپس از ۵۰ روز از زندان تبریز با قرار وثیقه به طور موقت آزاد شده بود.