Montag, 10. Mai 2010
Samstag, 8. Mai 2010
گزارشی از فشارهای اقتصادی بر بهاییان
خبرگزاری هرانا - شهروندان بهایی، طی ماه های اخیر بر اساس حساسیت و فشارهای دستگاه امنیتی متحمل فشارها و زیان های اقتصادی فراوانی شده اند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، جوازکار منوچهر ایقانیان، شهروند بهایی ساکن تهران، که صاحب فروشگاه عینک سازی است تجدید نشده و ایشان اخطاریه ای مبنی بر اینکه بایستی فروشگاه خود را تعطیل نماید از جانب "اتحاديه صنف سازندگان و فروشندگان عينك" دریافت کرده است.
بر همین اساس وی اعتراض نامه ای را تسلیم اتحادیه کرده، اما در حال حاضر هیچ عکس العمل قانونی صورت نگرفته است.
هم چنین جوازکار هوشنگ قدوسی شهروند بهایی ساکن تهران، که او نیز صاحب فروشگاه عینک سازی است، تجدید نشده و وی هم به مانند آقای ایقانیان اخطاریه ای در خصوص تعطیلی محل کسب، دریافت کرده است.
از سویی سهراب کفاشی که از قریب به دو ماه پیش اقدام به افتتاح یک فروشگاه سوپر مارکت نموده، به تازگی متوجه شده که مسجد محل به اهالی اعلام کرده، نباید از فروشگاه وی خرید نمایند.
این شهروند بهایی ساکن حومه ی تهران، در نتیجه ی این فشارها مجبور به تعطیلی مغازه ی خود شده است.
از موارد دیگر این موضوع نیز می توان به پلمب مغازه ی فتوکپی یکی از بهاییان ساکن کرج توسط نیروهای امنیتی برای دومین بار طی ماه های اخیر اشاره کرد.
ساخت مسجد در کپنهاگ و نگرانی ایرانیان
شهر کپنهاگ میزبان بیش از پنج هزار ایرانی است که در این شهر سکونت دارند. اکثر ایرانیان ساکن این شهر را پناهندگانی تشکیل میدهند که در دههی ۶۰ خورشیدی به دلیل فشارهای اجتماعی و سیاسی مجبور به پناهندگی به این کشور شدهاند.
پس از انتخابات خرداد ۸۸ بخشی از معترضین نسبت به جریانت داخل را گروههای فعال در این شهر تشکیل دادند. از جمله اینکه در هفتهی گذشته کمیتهی بینالمللی دفاع از دراویش نعمتالهی و دانشجویان زندانی، تجمع اعتراضآمیزی را برگزار کردند. آنچه امروز مورد اعتراض برخی از فعالان قرار گرفته است احیای مسجد «امام علی» در شهر کپنهاگ بهوسیلهی جمهوری اسلامی است.
فعالان معتقدند ممکن است این مسجد محل تجمع بنیادگرایان قرار گیرد. رادیو كوچه در خصوص این ادعا با «حسین فردوسیپور» یکی از فعالان مدنی که در این مورد اعتراض کرده، گفتوگویی داشته است.
وقتی چندی پیش نسبت به برخورد با فعالان مدنی در ایران اعتراضهایی شده بود، یکی از نگرانیها ساخت مسجدی توسط جمهوری اسلامی در کپنهاگ بود. سوال این است که ساختن یک مسجد در دانمارک چه نگرانی را بهوجود میآورد؟
ساختن مسجد نمیتواند نگرانی بهوجود بیاورد. اگر مسجد توسط جمهوری اسلامی ایران و ماموران ایران بهوجود آمده باشد، برای ما پناهندگان سیاسی میتواند موضوع امنیتی باشد. ما سیاستهای بلندپروازانهی این رژیم را میشناسیم و میدانیم چه کاری انجام میدهند. به جامعهی دانمارک هم هشدار میدهیم که بدانند چه مسئلهای در دانمارک در حال اتفاق افتادن است.
با احتساب اینکه ساختن مسجد به مجوزهایی از سوی شهرداری کپنهاگ و یا دیگر عوامل نیاز دارد، با توجه به اینکه توسط جمهوری اسلامی پیشنهاد ساخت آن داده شده و دولت دانمارک هم مجوزهایی صادر کرده است، فکر میکنید که بررسیهای امنیتی انجام نشده؟
من فکر نمیکنم بررسیهای امنیتی انجام شده باشد و سیاسیون دانمارک در آن زمان این مسایل را بررسی نکردند. در ضمن باید بگویم که این موضوع هنوز تصویب نشده و چند مرحله از این طرح تصویب شده و مرحلهی نهایی آن مانده است.
آیا این عرف است که یک کشور در کشور دیگر مکان مذهبی بسازد؟ آیا پیش از این در اروپا اتفاق افتاده است؟
بله در دنیا اتفاق افتاده. دانمارک هم در کشورهای مختلف برای شهروندانی که دریانورد بودند کلیساهایی میساخته. اما هیچ کدام برای اهدافی مثل اهداف سازمان جمهوری اسلامی نبوده است. افرادی که در این مسجد میروند وابستگان به سفارت و یا افراد عراقی و لبنانی هستند. ما حدود پنج هزار ایرانی در کپنهاگ داریم اما افرادی که به این مسجد میروند کمتر از ۵۰ نفر هستند. کسانی که آنجا هستند از وابستگان جمهوری اسلامی از کشورهای دیگر هستند.
آیا در شهر کپنهاگ مسجد دیگری هم وجود دارد؟
بله. مساجد زیادی هستند. مسجد امام علی هم از سال ۲۰۰۱ وجود داشته اما ساختمان آن قدیمی است. اما مساجدی که همراه با مناره باشد هنوز در دانمارک نداریم. تقاضای دو مسجد داده شده که یکی مسجد امام علی است و دیگری مسجدی است که احتمالن با پول عربستان ساخته میشود.
به محل تجمع فعالان بنیادگرا اشاره کردید. آیا در دانمارک و کپنهاگ شاهد فعالیت این بنیادگراها هستید؟
بله. به خصوص بعد از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ که به آمریکا حمله شد، جو شدیدی سیاسیون دانمارک را در بر گرفت و جو ضد خارجی خیلی شدید شد. این باعث شد حتا جوانانی که متولد دانمارک بودند خود را مورد حمله ببینند و پایگاه خود را از دست بدهند. همین باعث شد زمینههای بنیادگرایی در جوانان مسلمان بیشتر شود. لشگرگیری بنیادگرایان کاملن مشخص است. حزب سنی را داشتیم که خیلی گسترده شدند و توانستند حدود ۸۰۰ نفر را در تجمعات بیاورند. حماس و حزباله هم یارگیری بیشتری داشتند. جمهوری اسلامی هم توانست از خارجیهایی که داخل دانمارک هستند یارگیری کند.
با توجه به اینکه دانمارک کشور آزادی است، آیا دیگر شهروندان دانمارکی نسبت به این فعالیتها اعتراضی داشتند یا خیر؟
بهخاطر جو راستی که در دانمارک بود بسیاری از چپیها از ترس اینکه به راستی بودن متهم شوند، سکوت کرده بودند. این کار ما هم توسط گروهی از بچههای چپ و ضد جمهوری اسلامی است که از این رژیم ضربه خوردند. ما با این هشداری که به دانمارک دادیم، خواستیم که واقعیتها را ببینند. این کار دفاع از حقوق زنان، کودکان، و کسانی است که دین ندارند.
پیش از این هم بهخاطر انتشار یک کاریکاتور در نشریهی دانمارکی که به پیامبر اسلام منتسب شده بود، اعتراضاتی وجود داشت و تهدیدهایی هم بهوجود آمده بود. از جمله تهدید و ضربوشتم برخی از روزنامهنگاران. آیا خشونتی به این شکل از فعالان بنیادگرا شاهد بودید؟
آخرین آن فرد سومالیایی بود که میخواست نقاشی که این کاریکاتور را کشیده به قتل برساند که خوشبختانه موفق نشد. بچههای ایرانی هم تهدید میشوند. به عنوان مثال آقای «مجید صیرفیانپور» سخنگوی مسجد امام علی که خود او پناهندهی سیاسی بوده، به یکی از تظاهراتهای ما که برای کشتهشدگان اخیر در ایران بود وارد شد و یکی از تظاهر کنندگان را تهدید کرد.
تعداد ایرانیهایی که در دانمارک زندگی میکنند چهقدر است؟
حدود ۲۰ هزار نفر است که حدود پنج هزار نفر آنها در کپنهاگ هستند.
Dienstag, 20. April 2010
«هر هفته یک مسیحی در ایران دستگیر میشود»
"شبکه خبر مسیحیان فارسیزبان" مینویسد که ماموران اطلاعاتی از جوانان حاضر در جلسه در همان مکان بازجویی کردهاند و از تمامی افراد خواستهاند به پرسشهایی درباره مسیحی شدن خود و اینکه چه کسی آنان را تعمید داده است پاسخ دهند. همچنین حاضران را تهدید کرده و از آنان خواستهاند طی روزهای آینده به اداره اطلاعات کرج مراجعه کنند.
طبق گزارش یاد شده، ماموران امنیتی همچنین به منزل مسکونی بهنام ایرانی در کرج رفته و در حالی که کسی در منزل نبوده، اقدام به شکستن در و قفل خانه و تفتیش و بازرسی و تخریب برخی لوازم آن کرده و بعضی لوازم شخصی کشیش را با خود بردهاند. خانواده ایرانی با وجود مراجعه مکرر به اداره اطلاعات کرج، نتوانستهخبری در مورد محل حبس و اتهام این کشیش مسیحی بدست آورد.
بهنام ایرانی در سال ۱۳۸۴ نیز بخاطر فعالیت خود به عنوان کشیش مسیحی از سوی ماموران امنیتی دستگیرشد و به مدت یک ماه در بازداشت به سر برد و سپس با ۵ سال حکم تعزیری از سوی دادگاه انقلاب از زندان آزاد شد. این در حالی است که به گفته کشیش فیروز خانجانی، از کشیشان "کلیسای ایران" در ترکیه، "کلیسای ایران" به شکل زیرزمینی کار نکرده و مثل سایر کلیساها گزارش فعالیتها و فهرست اعضایش را به دولت میداده است و بنابراین بهنام ایرانی به عنوان عضو شورای مرکزی "کلیسای ایران" فردی شناخته شده بوده که حتی در جلسات متعدد با دولت برای عرضه گزارش فعالیتهای کلیسای خود شرکت داشته است.
دستگیری یک مسیحی ایرانی در هفته
فیروز خانجانی در مصاحبه با دویچه وله در مورد فشار بر مسیحیان در ایران گفت که این فشارها همواره در دوره جمهوری اسلامی وجود داشته،اما پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته تشدید شده است. وی گفت: «مسیحیان ایرانی به شکل خاصی زیر فشار هستند. البته تا آنجا که دوستان اطلاع دادند، قرار بود بعد از انتخابات احمدینژاد یک سری از فشارها شروع شود که بخاطر وضعیت ایران به تاخیر افتاد. ولی در نهایت تصمیم گرفتند که بهترین وقت برای فشار آوردن روی مسیحیان الان است، چون بیشتر توجه افراد به سمت ناآرامیهای ایران است. یعنی فکر می کنند در این وضعیت سرکوب مسیحیان به شکلی از انظار مخفی میشود. میشود گفت که الان هر هفته ما خبر دستگیری یک مسیحی را داریم.»
افزایش فرار مسیحیان از ایران
و لزوما همه اخبار مربوط به دستگیری مسیحیان آشکار نمیشود، همه اخبار مربوط به فزونی یافتن تهدیدها و حمله به کلیساهای خانگی نیز. تهدیدهای روزافزون موجب فرار شمار زیادی از ایرانیانی از خاک وطنشان شده که به مسیحیت گرویدهاند و هم اکنون به عنوان پناهجو در کشورهایی چون ترکیه،پاکستان، ارمنستان، هند و قبرس به سر میبرند.
کشیش فیروز خانجانی ضمن اشاره به دستگیری یکی دیگر از مسیحیان به نام امین پیشکار در رشت و نیز در حبس بودن کشیش یوسف ندرخانی، ناظر کلیسای گیلان، از هشت ماه پیش تاکنون، معتقد است که وضعیت همه مسیحیان در ایران بسیار بدتر از آن است که معمولا تصور میشود. وی اشاره می کند به اینکه مسیحیان را از حقوق اجتماعی و سیاسیشان محروم کردهاند و این وضع اخیرا شدت پیدا کرده است: «در گذشته مسیحیان از بسیاری از حقوق و فعالیتهای اجتماعی محروم بودند. اجازه ورود به خیلی از بازارها را نداشتند. ولی الان میشود گفت که هر هفته و هر روز مورد تهدید قرار میگیرند. ابتداییترین مسئله که در حقوق بشر هم آمده این است که هر کس حق دارد، دین خود را آزادانه ابراز کند. اما ما می بینیم که در ایران این حق نادیده گرفته میشود.»
«حکومت ایران اقلیتناپذیر است»
فیروز خانجانی میگوید که پروتستانهای ایران زیر فشار حکومت هستند، اما تنها آنها نیستند که با تهدید مواجهاند: «دولت ایران سعی می کند به هر شکل شده، اقلیتها را سرکوب کند. الان مثلا سرکوب کلیسای پروتستان را شروع کرده، که حق خود میداند عقاید خود را ابراز کند، ولی ما خبر داریم که کلیساهای مسیحیان ارمنی و آشوری هم فشار زیادی را تحمل می کنند، که ممکن است بخاطر فشارهای نمایندگانشان حاضر نباشند صحبت کنند و کمی محافظهکارترند. مثلا در شهر رشت کلیسای ارتدوکس که در نقشههای قدیمی وجود دارد، ویران شده است. در شهرهای دیگر ایران هم این اتفاق دارد رخ میدهد.»
فعالان حقوق بشر در گزارشهای خود بارها نشان دادهاند که همه اقلیتهای دینی غیرشیعه اثنی عشری در ایران مورد تبعیض و تهدید واقع میشوند.
کیواندخت قهاری
