Samstag, 19. März 2011

بازداشت ۱۰ تن از اعضای كلیسای خانگی در کرمانشاه

بازداشت ۱۰ تن از اعضای كلیسای خانگی در کرمانشاه

به نقل از گزارشگران آژانس خبری مسیحیان ایران "محبت نیوز" ماموران امنیتی لباس شخصی در روزهای پایانی سال ۱۳۸۹، روز پنجشنبه ۲۶ اسفندماه (۱۷ مارچ ۲۰۱۱) در ساعت ۵ بعداظهر با هجوم به خانه ایی واقع در محله فرهنگیان شهرستان كرمانشاه كه از آن به عنوان كلیسای خانگی ذكر شده كلیه افراد حاضر در محل را كه ده نفر گزارش شده است را بازداشت كردند.
بر پایه این گزارش گفته شده این مكان محل گردهمایی جمعی از نوكیشان مسیحی است كه برای عبادت و پرستش دور هم جمع شده بودند. ماموران لباس شخصی اطلاعات پس از ورود به این خانه ضمن ضرب و شتم ،توهین و استفاده از الفاظ زشت، كلیه افراد را با دستبند به مكان نامعلومی انتقال دادند.
اجتماع بزرگ مسیحیان فارسی زبان ایران بدلیل اینكه حكومت مذهبی جمهوری اسلامی به مسیحیان فارسی زبان اجازه حضور در كلیساها و یا داشتن كلیساهای مستقل ساختمانی را نمی دهد، عمومن مسیحیان فارسی زبان از خانه های یگدیگر بعنوان كلیسا و محل عبادت و پرستش استفاده می كنند.
ماموران امنیتی همچنین ضمن تفتیش و بازرسی كامل خانه برخی وسایل از قبیل تابلوهای مسیحی بر روی دیوار ،كتابهای مقدس ، دی وی دی، كیس كامپیوتر و برخی مدارك افراد را نیز ضبط و با خود بردند.
این منبع آگاه به "محبت نیوز" گفت احتمال می رود بازداشت شدگان مسیحی برای بازجوییهای بیشتر به ساختمان سه راه حافظیه كرمانشاه كه محل استقرار نیروهای امنیتی و اطلاعات است انتقال داده باشند.
همچنین در خبر تكمیلی این حادثه كه به " محبت نیوز" رسیده حاكی است، هفت تن از بازداشت شدگان پس از انجام بازجوئیهای طولانی، این افراد در ساعت ۲ بعداظهر روز جمعه ۲۷ اسفند (۱۸ مارچ ۲۰۱۱) پس از انجام مراحل عكسبرداری و انگشت نگاری و همچنین اخذ تعهد مبنی بر عدم شركت در اینگونه جلسات آزاد شدند.
اسامی افرادی كه همچنان در بازداشت بسر می برند عبارتند از : "مقداد باباكرمی" معروف به (پولس) و یك زوج بنامهای "ناهید شیرازی و مسعود دلیجانی" می باشند كه از وضعیت نگهداری و سلامت این افراد از زمان بازداشت آنان تاكنون اطلاعی در دست نیست.
یك منبع آگاه خبر داد، خانواده های این افراد علیرغم پیگیری و مراجعه به سازمانها و نهادهای مربوطه تاكنون نتوانسته اند هیچگونه اطلاعی از وضعیت آنان بدست بیاورند .همچنین در برخی ارگانها مامورین حاضر به جوابگویی به خانوادهها نبوده اند و گفته شده وضعیت آزادی این افراد مشخص نیست !
اگر چه از سوی مقامات امنیتی تاكنون توضیحی داده نشده است اما حسب مستندات ، این بازداشت ها به دلیل باورها و اعتقادات مسیحی آنان و شركت در گردهمایی كلیساهای خانگی بوده و در راستای افزایش فشار بر جامعه مسیحیان فارسی زبان ایران كه از ماههای گذشته شاهد آن هستیم.
پیش از این نیز "ویلسون عیسوی" کشیش سالخورده کلیسای آشوری کرمانشاه در تاریخ ۱۳ بهمن ماه ۱۳۸۸ ( ۲ فوریه ۲۰۱۰) توسط ماموران امنیتی بازداشت، و پس از گذراندن ۵۴ روز در زندان دستگرد اصفهان با سپردن وثیقه بطور موقت آزاد شد . وی همچنان در انتظار احضاریه از سوی دادگاه انقلاب به جهت برگزاری دادگاه برای بررسی به اتهامات خود در روزها و یا ماههای آینده می باشد.
كلیسای پنطیكاستی كرمانشاه یكی از سه كلیسای آشوری ایران است كه در تاریخ ( ١٢ دی ١٣٨٨ ) برابر با ( ٢ ژانویه ٢٠١٠ ) با دخالت نماینده آشوریان در مجلس شورای اسلامی و توسط نمایندگانی از سوی شورای تامین امنیت استان ، وزارت اطلاعات ، سازمان تبلیغات اسلامی و استانداری كرمانشاه به بهانه ترویج مسیحیت در بین فارسی زبانان مسلمان و بشارت انجیل تعطیل شد و همچنان نیز درهای آن بروی مسیحیان بسته می باشد .

Freitag, 4. März 2011

شش ماه از بازداشت مسیحیان همدان می گذرد

شش ماه از بازداشت مسیحیان همدان می گذرد

آژانس خبری مسیحیان ایران "محبت نیوز": اکنون شش ماه از بازداشت چهار تن از زندانیان مسیحی ( یک زوج ارمنی و یک زوج نوکیش مسیحی ) توسط عوامل اطلاعاتی و امنیتی در همدان میگذرد. این افراد همچنان بلاتکلیف و تحت فشار تیم های متعدد بازجوئی قرار دارند ، طبق گزارشات منابع غیر رسمی گفته می شود این زندانیان عقیدتی از همدان به زندان اوین تهران منتقل شده اند .
در روز شنبه 13 شهریور ماه ۱۳۸۹( 4 سپتامبر سال ۲۰۱۰ ) ماموران امنیتی لباس شخصی با یورش به منزل یک زوج ارمنی ساکن همدان ، آقای "واهیک آبراهامیان" و همسرش خانم "سونیا" به همراه یك زوج نوكیش مسیحی دیگر بنام خانم" آرزو تیموری" و همسرش آقای "آرش کرمانجانی" كه در آن زمان به عنوان مهمان در منزلشان حضور داشتند این افراد را بازداشت و روانه سلول های بازجوئی انفرادی نمودند .
در همان روز چهار تن از نوکیشان مسیحی دیگر نیز در نقاط مختلف شهر بطور جداگانه بازداشت شدند . چند روز بعد در شامگاه روز جمعه ۱۹ شهریور ماه سالجاری (۱۰ سپتامبر ۲۰۱۰) تلویزیون رسمی دولت ایران تصاویری را از همدان پخش كرد كه در آن تعداد اندكی در حال دادن شعارهائی نشان داده میشدند . در خبر مربوط به این فیلم گوینده سیما از قول یك منبع اطلاعاتی افزود كه ۲ نفر از مرتبطین با سازمانهای تبشیری خارجی در همدان دستگیر شده اند و ۷ نفر ایرانی نیز در رابطه با آنها شناسائی و بازداشت گردیدند .
پخش خبر تحریک آمیز دستگیری تعدادی از مسیحیان که برای اولین بار پس از انقلاب اسلامی از یک رسانه رسمی دولتی صورت میگرفت ، نشان میداد که این بار برای این افراد از سوی دستگاههای اطلاعاتی نقشه متفاوتی برنامه ریزی و سازماندهی شده است . از 9 نفری که در خبر صدا و سیما گفته شد هویت یک نفر هرگز روشن نشد و 4 نفر نیز پس از مدتی بازجوئی بطور موقت با قرار وثیقه آزاد شدند اما "سونیا ، واهیک ، آرزو و آرش" اكنون پس از ۶ ماه بدون هیچگونه تفهیم اتهام همچنان با قرار بازداشت در زندان به سر میبرند . تنها تغییری که در این مدت ایجاد شده این است که آنها پس از 40 روز در زندان انفرادی به بند عمومی زندان همدان منتقل شدند .
تلاش برای گفتگو با وكیل آنان برای دریافت جزئیات پرونده این افراد متاسفانه تاكنون نتیجه ایی در بر نداشت، مصاحبه با وکیل آنها به علت ممنوعیتی که قوه قضائیه در مورد مصاحبه وکلا با رسانه ها ایجاد نموده و دستورالعملی که در این باره از سوی دادگستری صادر شده است در حال حاضر ممکن نیست .
منابع آگاه به گزارشگران "محبت نیوز" گفته اند که وکیل مذکور که نخواسته نامش فاش شود در حال پیگیری برای این موضوع است که پرونده را از همدان به تهران منتقل کند .
لازم به ذكر است "واهیک آبراهامیان" پیش از این نیز در اسفند ماه سال ۲۰۰۸ در تهران بازداشت شده بود و در چهارم اردیبهشت ۱۳۸۹ پس از تحمل 53 روز زندان انفرادی و 5 روز در بند عمومی اوین با قرار وثیقه بطور موقت تا زمان تشکیل دادگاه آزاد شده بود . گویا وکیل پرونده همدان تصمیم دارد تا از این موضوع برای انتقال پرونده و متهمان به تهران استفاده کند .
منابع خبری گزارش داده اند، خانواده ها ی این افراد در بی خبری و نگرانی از وضعیت سلامت آنان بسر می برند و پیگیری ها تاكنون برای مشخص شدن سرنوشت ایشان نتیجه ایی در بر نداشته است.
گزارشات از وضعیت آنها در زندان وجود ندارد و خانواده های آنها در مورد خبر رسانی نیز با هشدار ماموران دادستانی انقلاب همدان روبرو میباشند . و ضمن تهدید از آنان خواسته شده تا در این مورد سكوت كنند.
متاسفانه به علت سرعت حوادثی که در ماههای دی و بهمن برای مسیحیان ایران به وجود آمد و دستگیری و بازداشت های فراوانی که مقارن سال نو مسیحی در تهران و شهرهای کشور صورت گرفت و بصورت تیتر خبری بسیاری از رسانه های دنیا شد، همینطور اخبار بسیار داغ حرکت های اعتراضی روزهای 25 بهمن و اول اسفند در کشور و عواقب آنها که همچنان ادامه دارد ، مسئله این چهار زندانی بیگناه قائله ساختگی همدان حداقل در خبرها کمی کمرنگ شد .
در نظر مسیحیان ایران ادامه بازداشت این چهار نفر نشانه دیگری از عدم تحمل مذهبی نظام جمهوری اسلامی تلقی میشود و نشان میدهد که نه فقط نوکیشان مسیحی که از مسلمان زاده بودن آنها بهانه ای برای سرکوبشان درست شده ، بلکه مسیحیان قومی ( آشوری و ارمنی ) نیز در پیروی از دین خود در ایران آزاد نیستند و به راحتی به اتهام تبلیغ و یا بشارت دین شان به بند و زنجیر کشیده میشوند .
بسیاری معتقدند اکنون دیگر وقت آن رسیده است که با سپری شدن ۶ ماه از بازداشت "آرزو تیموری" ، "سونیا کشیش آوانسیان" ، "آرش کرمانجانی "و "واهیک آبراهامیان" میگذرد ، مسیحیان سراسر جهان بطور جدی تر به وضعیت نامطلوب آنها توجه کنند و استمرار بیشتری در دعا برای ایشان منظور دارند .

Montag, 24. Januar 2011

نامه یک دانشجوی مسیحی بازداشت شده در وقایع اخیر

نامه یک دانشجوی مسیحی بازداشت شده در وقایع اخیر

آژانس خبری مسیحیان ایران: .طی روزهای گذشته از یك كاربر مسیحی "محبت نیوز" كه در روزهای آغازین دستگیری های اخیر توسط نیروهای امنیتی لباس شخصی بازداشت شده است و پس از كمتر از ۱۰ روز به قید ضامن بطور موقت آزاد گردیده با امضاء محفوظ به دستمان رسید.
این شهروند نوكیش مسیحی در این نامه به نكات جالب توجهی اشاره كرده است:
"خداوند زنده را شكر میكنم كه همیشه با من است . چه آن روزها كه به او ایمان نداشتم و ذهنم به اسارت فلسفه های مادی و مكاتب دست ساز انسان در آمده بود . چه در زمانی كه قلبم را لمس كرد و مهر عیسی یگانه فرزندش را در آن نهاد و چه در ۲ سال اخیر كه قلبم را بطور كامل به او سپرده ام و مسیح را پادشاه و فرمانروای قلب و روح و جانم قرار داده ام .
برادران و خواهران عزیز و مقدس مسیحی ، من تا روزی كه در یك صبح زود آن بازداشت شدم گوشم چیزهای بسیاری درباره خدا شنیده بود اما از آن روز به چشم خود چیزهائی عجیب و غیر قابل وصفی از او دیدم كه هرگز تصورش را نمیكردم . حال از اینكه در مقابل چنین خدای عظیمی در عمرم بارها مرتكب گناهانی نسبت به او شدم بسیار شرمنده هستم . فقط سعی میكنم گوشه ای از وقایعی كه در كمتر از ۱۰ روز بر من گذشت و مانند یك سفر پر مكاشفه بود برای شما عزیزان بازگو كنم .
بازداشت
وقتی صدای در خانه در آن صبح زود بلند شد كه با شدت و عجله كوفته میشد همه اهالی منزل نه چندان شلوغ ما از خواب پریدند . پدرم كه بسیار از این طرز در زدن عصبانی شده بود رو به من كه سرم را از اتاقم بیرون آوردم كرد و گفت حتما این دوستان شما هستند ! مادرم آشكارا میلرزید و گواهی حس مادرانه در صورتش نقش بسته بود و خواهر كوچكترم كه اولین سال دبیرستان را شروع كرده مانند همیشه بی اختیار ناخنهایش را میجوید .
صدائی در گوشم میپیچید و میگفت تو فقط حرف بزن . از كلام خدا بگو و از محبت و دوستی . من نمیدانستم چه اتفاقی دارد می افتد اما احساس سبكی داشتم و خود را بی اراده در دستان خداوند میدیدم. با اینكه اصولا بسیار ترسو هستم ولی در آن لحظه برای همه چیز آماده شده بودم . وقتی پدرم با قیافه وحشت زده در جلوی ۴ نفر آدم مسلح با پیراهنهای سفید و شلوارهای سرمه ای وارد اتاقم شدند همه داستان تا ته برایم روشن شد .
تا بیایند همه چیز و همه جا را بگردند و بر دستان من دستبند بزنند و اعضای خانواده را تهدید كنند كه حق حرف زدن در این باره با هیچكس را ندارند ساعاتی گذشت . با آنكه كتاب مقدس و تعدادی سی دی مسیحی و متریالهای دیگر روی میز كارم در كنار تخت بود و برتارك همه آنها مجسمه ای از سر عیسی قرار داشت كه داد میزد همه چیز اینجاست ، نمیدانم چرا آنها اول داخل گلدانها ، زیر قالیچه كف اتاق و ته كمدها را گشتند و آخر سراغ آن آمدند . یكی از آنها كه بیچاره كمی هم تپل بود صندلی را زیر پایش گذاشت و با زحمت داخل لوستر آویزان به سقف را با دقت وارسی نمود . همینطور كه نگاهش میكردم دلم به حالش سوخت و برایش دعا كردم كه از روی صندلی تق و لق پشت میز تحریر من نیفتد .
راستش را بخواهید عملیات بسیار مهیجی بود . از خانه كه میخواستیم بیرون بیائیم مادرم كه شوكه شده بود و تا آن لحظه كلامی نگفته بود نام مرا صدا زد و به آرامی گفت : نترس مامان عیسی مسیح با توست . با تعجب و خوشحالی به مادرم نگاه كردم . خیلی با او درباره عیسی مسیح صحبت كرده بودم ولی او همیشه میگفت كه باید به سنت های خودمان پای بند بمانیم . احساس كردم در همین لحظه خداوند عیسی مسیح قلب او را نیز تسخیر كرده است . نگاه مهربانش از همیشه به نظرم مهربان تر آمد .
در بازداشتگاه
برنامه چشم بستن و سر به زیر صندلی كردن هم درست موبمو به همان شكلی كه قبلا از دیگران شنیدم بود . چیز تازه ای نداشت . همان اتاق تنگ و تاریك و سرد با چشمان بسته و هر چند دقیقه صدائی از بغل گوش فریاد میكشید و میپرسید نام ، نام پدر و تاریخ تولدت را بگو . به نظر میرسید نمیخواستند آدم فكرش را متمركز و منظم كند . نمیدانم چفدر گذشت اما به این فكر میكردم كه ای كاش از قبل میدانستم و فكركرده بودم چه جوابی به پرسش ها بدهم .
بعد هم وقتی حسابی خوابم گرفته بود و همان صدا نمیگذاشت بخوابم دستی آمد و من را با خود به جائی دیگر كه فكر میكنم اتاق بزرگتری بود برد . احساس میكردم باید دیروقت شب باشد . مكان و زمان را گم كرده بودم . باز هم صدای درونی پیدایش شد . در چند دقیقه ای كه با چشمان و دستان بسته نشسته بودم و صدای اسم سوال كن هم قطع شد همان صدای درونی گفت فقط از خدا بگو و اینكه دوستش داری و برایش دعا میكنی . شهادت ایمان آوردنت را هم تمام و كمال برایش بگو .
صدای جدیدی شنیدم .شخصی كه نام خود را گفت و ابتدا بسیار ملایم صحبت میكرد خودش را كارشناس و مامور پرونده من معرفی كرد و از من خواست با او همكاری كنم تا او بتواند زودتر پرونده من را تكمیل كند و اسباب آزادیم فراهم شود .بعد سوال و جواب شروع شد . گمان میكنم یك هفته هر روز كار همین بود . سوالات تكراری و اصرارها و تهدیدات و البته تطمیعات برای دادن اطلاعاتی كه نداشتم . دو سه مشت و كشیده محكم كه خوردم اسم برادری كه خادم كلیسایمان بود را گفتم چون از سوالهای آنها بطور كامل مشخص بود كه خودشان میدانند .
بازجوی من از شنیدن داستان مسیحی شدن من كه خودش خواسته بود برایش شرح دهم بسیار عصبانی شده بود اما هرچه میپرسید من به نوعی حرف را به عیسی برمیگرداندم و از روز دوم احساس كردم او میخواهد از این موضوع فرار كند . اما بازهم ناخود آگاه خودش سوالی از من میپرسید كه جوابش بدون ذكری از عیسی مسیح هرگز كامل نمیشد . وقتی فهمید كه من هرگز در تمام عمرم از ایران خارج نشده ام بسیار اصرار داشت كه كلكی در این كار پیدا كند . كامپیوترم را جلوی چشم خودم بارها زیر و رو كرد و جز استفاده از چند سایت فیلتر شده مسیحی هیچ چیز قابل توجه دیگری نیافت.
یك دفعه وقتی ساكت به حرفهای او گوش میكردم از من پرسید به چه فكر میكنی . به او گفتم راجع به شما فكر میكنم . او گفت چه فكری میكنی ؟ گفتم برایتان دعا میكنم . گفت برای این دعا میكنی كه دارم از گمراهی و ضلالت نجاتت میدم ؟ گفتم نه چون احساس میكنم دوستتان دارم . این را كه گفتم چند دقیقه ای سكوت كرد و بعد گفت : آخر تو كه منو ندیدی ، این حرفها هم همون سرانتون كه تو انگلیس نشستن یادتون دادن بزنین ؟ چیزی نگفتم . ولی بدون اینكه او را ببینم احساس میكردم حسابی كلافه شده است .
یادم به داستان دون كشوت نوشته سروانتس افتاد . در آن داستان جالب دون كشوت شخصیتی از لحاظ روحی بیمار بود كه تصور میكرد دیوها دائم علیه او در حال توطئه هستند و میخواهند او را نابود كنند . او تصور میكرد كه دیوها به شكل آسیاب های بادی در آمده اند و میخواهند اینگونه كلك بزنند كه او نتواند آنها را شناسائی كند . ولی دون كشوت ادعا میكرد كه بسیار باهوش است و كلك آنها را فهمیده است . عاقبت او یك روز لباس رزم پوشید و با نوكرش كه برای منافع شخصی به باورهای او دامن میزد عازم جنگ با دیوها كه فقط در واقع چند آسیاب بادی بودند شد . جنگی كه نتیجه اش از پیش روشن بود . هرچند در این جنگ مضحك و ساخته ذهن بیمارش او چند پره آسیاب بادی را شكست و خساراتی به آن وارد كرد اما نتوانست آن را از كار بیندازد . حاصل این جنگ برای دون كشوت بیمار تنها تشدید بیماری بود و بس .
امروزه در علم روانشناسی به حالات روحی شخصی كه فكر میكند دشمنان پنهان بسیار دارد و آنها خود را به شكلهای مختلف در می آورند تا به او آزار برسانند ،" بیماری دون كشوتیسم "میگویند. متاسفانه این بیماری در بین سیاستمداران و حكام بسیار شایع است .
من تا چند روز بعد كه به قید ضامن معتبر بطور موقت آزاد شدم دیگر با بازجویم روبرو نشدم . فكر كنم بیچاره از اسم بازجو بسیار خجل و شرمسار بود به همین دلیل خود را كارشناس پرونده میخواند . بسیار سخت است كه آدم مجبور باشد كاری را بكند كه خودش هم میداند بد و زشت است .
از شما عزیزان میخواهم كه در شرایط سخت حاضر بیش از هرچیز آرامش و متانت مسیحی خود را حفظ كنید و بیش از همیشه برای این دار و دسته بازجو و كارشناس و سرباز گمنام و رهبران كشور و مسئولین دادگاهها و از این قبیل دعا كنید . تا اولا دلشان نسبت به خواهران و برادران در بندمان نرم شود و كمتر آنها را اذیت كنند . دوما راجع به حرفها و شهادت هائی كه میشنوند خوب فكر كنند و بخواهند كه نجات پیدا كنند . این هم روزگار سخت دیگری است كه خواهد گذشت .
برای من نیز دعا كنید كه بتوانم آرامش قلبی خودم را حفظ كنم وبرای مادرم كه از این رو به آن رو شده است و برای خواهرم كه تصمیم گرفته است كتاب مقدس را بخواند و دیگر ناخنهایش را نجود . تا یادم نرفته است برای این مورد هم دعا كنید كه بازجو یا كارشناس پرونده مذكور از جریان ارسال این نامه توسط من اطلاع پیدا نكند و چشمش به آن نیفتد ! همه شما را به حضور خداوند می آورم . سعی كنید چند برابر همیشه كلام خدا را بخوانید ، دعا كنید و روح القدس عزیز را بطلبید . / امضاء محفوظ

Samstag, 22. Januar 2011

بازداشت جمعی از شهروندان مسیحی در دزفول و اهواز

بازداشت جمعی از شهروندان مسیحی در دزفول و اهواز

خبرگزاری هرانا - جمعی از نوكیشان مسیحی بدلیل محدودیت ها، در مكانی كه با عنوان كلیسای خانگی به جهت پرستش و برگزاری مراسم شكرگزاری دور هم گرد آمده بودند با ورود مامورین امنیتی بازداشت و با گذشت یکماه از سرنوشت خادم این كلیسا ی خانگی تاكنون اطلاعی در دست نیست.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، روز جمعه در تاریخ ۳ دی ماه ۱۳۸۹ تعداد ۱۰ تن از نوكیشان مسیحی كه به جهت برگزاری ایام كریسمس تولد عیسی مسیح در یك كلیسای خانگی در شهرستان دزفول كه با مشاركت دیگر همكیشان خود از شهرهای اندیمشك و اهواز گردهم آمده بودند؛ توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شدند.
بر پایه این گزارش این مراسم شكر گزاری كه بدلیل محدودیت ها برای نوكیشان مسیحی فارسی زبان در خانه ایی واقع در باغ شمس آباد دزفول در حال برگزاری بود در ساعت ۶:۴۵ دقیقه عصر آن روز با ورود نابهنگام ۴ تن از افراد لباس شخصی كه خود را ماموران وزارت اطلاعات معرفی كرده بودند باعث برهم زدن این مراسم شدند.
ماموران امنیتی پس از ورود با دستوری مبنی بر اینكه كلیه افراد تلفن های موبایلشان را خاموش كنند ضمن بازرسی خانه اقدام به جمع آوری كتابهای مقدس و گوشی های موبایل این افراد كردند و نیز كلیه هدایا و كادوهایی كه برای جشن كریسمس آماده شده بود را نیز ضبط كردند.
همچنین ماموران امنیتی ضمن بازداشت كلیه افراد ، مسئول و خادم كلیسای خانگی بنام " نورالله قبیتی زاده" را با دستبند و چشمانی بسته بهمراه ۱۰ تن دیگر از بازداشت شدگان به خانه ایی خالی از سکنه انتقال می دهند.
ماموران امنیتی از همان ابتدا مسئول گروه كلیسای خانگی را از بقیه جدا كرده و به اتاق دیگری می برند و سپس ضمن توهین و برخورد نامناسب با دیگر بازداشت شدگان از كلیه افراد اقدام به عكسبرداری از چهره تك تك این افراد می كنند.
بازداشت شدگان كه برخی از آنان از شهرهای اندیمشك و اهواز به دزفول آمده بودند پس از انجام بازجویی و اخذ تعهد کتبی آزاد می شوند.
اما با گذشت نزدیك به یك ماه از زمان بازداشت "نورالله قبیتی زاده " خادم كلیسای خانگی در دزفول، نامبرده تاكنون هیچگونه تماس و یا ملاقاتی با خانواده خود نداشته است .
همچنین تاكنون پیگیریهای خانواده و بستگان برای مشخص شدن وضعیت سلامت و یا مكان نگهداری ایشان نتیجه ایی در بر نداشته و بی اطلاعی و بی خبری مطلق از وضعیت ایشان باعث موجی از نگرانی در میان خانواده و بستگان وی گردیده است.
از سوی دیگر دو تن از نوكیشان مسیحی اهوازی بنامهای "مصطفی" ۳۰ ساله و "خلیل " نیز در هفته گذشته توسط ماموران اطلاعات بازداشت شدند كه كماكان خبری از ایشان در دسترس نیست.

Montag, 17. Januar 2011

مجازات مرگ برای قاتل ۶ مسیحی قبطی در مصر

مجازات مرگ برای قاتل ۶ مسیحی قبطی در مصر

تظاهرات مسیحیان در اسکندریه
در پی حمله انتحاری به کلیسای مسیحیان در شهر اسکندریه، تظاهرات اعتراض آمیزی از سوی مسیحیان در این شهر برپا شد
در مصر، دادگاه امنیت کشور، یک مرد مسلمان را به جرم کشتن شش مسیحی قبطی و نیز یک مامور پلیس به مجازات مرگ محکوم کرده است.
محمد احمد حسین، در شب کریسمس مسیحیان قبطی در ژانویه 2010، در شهر نجع حمادی در جنوب مصر به سوی جمعیتی که مقابل یک کلیسا جمع شده بودند، تیراندازی کرد.
حکم مجازات دو نفر دیگر در ارتباط با همین حادثه در ماه فوریه صادر خواهد شد.
این سه نفر اندکی پس از حمله دستگیر شده بودند ولی محاکمه آن به دفعات به تاخیر افتاده بود.
گفته می شد این حمله به انتقام تجاوز به یک دختر دوازده ساله مسلمان توسط یک مسیحی قبطی صورت گرفت.
صدور حکم اعدام محمد احمد حسین، دو هفته پس از آن است که یک بمبگذار انتحاری در محوطه بیرونی یک کلیسای مسیحیان قبطی در اسکندریه، بیست و یک نفر را کشت.
در پی این حمله پاپ شنودا، رهبر کلیسای مسیحیان قبطی مصر در مصاحبه با تلویزیون دولتی مصر صریحا به وظیفه دولت برای رسیدگی به شکایات مسیحیان و یافتن راه حل برای آن اشاره کرد و گفت که برای قوانین تبعیض آمیزی که علیه جامعه مسیحیان مصر است، دولت باید چاره ای بیابد.
مردم مصر از تمام مذاهب، نگران تاثیر این گونه حملات بر رابطه مسیحیان و مسلمانان این کشورند که از قبل هم دچار مشکل بوده است.
بسیاری از مسیحیات قبطی مصر معتقدند در مورد آنها تبعیض روا داشته می شود و دولت در مورد این مسئله و نگرانی های آنها اقدامی انجام نمی دهد.
مسحیان قبطی مصر چنین استدلال میکنند که قوانین این کشور ساختن کلیسا را بسیار مشکل می سازد حال آنکه برای مسلمانان مشکلی برای ساخت مسجد وجود ندارد. آنها هم چنین از این بابت شکایت دارند که دولت مصر به اندازه کافی برای مقابله با تعصباتی که در مورد مسیحیان این کشور وجود دارد تلاش نمی کند.